|
سلام خوبين ؟
آخرين بروز رساني وبلاگ ام 3 روز قبل از ازدواجم با همسر روياهام بوده و تا امروز وقت نكردم برز كنم اينجارو :دي الان روزه چهارشنبه هستش قراره بعد از ظهر برم همسرم رو از دانشگاه گرمسار بيارم ! آره به همين سادگي گذشت تا اينجا رسيد تازه ديشب اودم خونمون تمام هفته پيش خونه ي پدر خانوميم بودم و از اونجا ميرفتم دانشگاه !آره منم دانشگاه قفول شدم در رشته اي كه آرزوشو داشتم و در تهران ،دانشگاه علم و فرهنگ .. زندگي خوبه ،درس هاي دانشگاه دوست داشتنين و لذت ميبرم از اونها ولي وقت ندارم يعني همش دنبال تحقيق و كتاب و تكميل جزوه هستم آخر هفته ام كه پيش خانوميه گلم وقت كار كردن ندارم ،ولي ميخوام يه كارائي بكنم اگه خدا كمكم كنه.. الان كه دارم اين متن رو تايپ ميكنم ،ميخوام برم مو هامو كوتاه كنم ولي تشخيص دادم اين وبلاگ رو بروز كنم واجب تره هميشه اين طوريه كه وقت ندارم ،اوه راستي ديگه ياهو ID رو باز نكردم آره سخته ولي شدنيه.. × خواب × ديشب خواب ديدم برگشتم زمان گذشته و اون موقع هنوز اين خونه اي كه توشيم رو درست نكرده بوديم و بابام ميخاست تازه شروع كنه به خاك برداري ! يعني حدود 17و 18 سال پيش خيلي برام لذت بخش بود به همه ميگفتم اين طور ميشه اون طور ميشه و همه رو كمك ميكردم يهو ديدم گوشيم 5تا sms اومده ولي باز نيمشه و يه صدا روي sms ها مياد انگار تماس تلفني گرفته شده ولي گوشي نشون نمياد ولي صدا ميگفت :" اه برو ديگه ! بروو " آره اين صداي خانوميه گلم بود به sms ها ميگفت كه برن برن بدست من هر چي الو الو كردم جواب نيومد.. بعد تلفن برداشتم زنگ زدم گرفت بغض گلوم گرفته بود گفتم : " دلم برات تنگ شده عزيزم " جدا غربت رو اونجا با تمام وجود حس كردم ): خيلي بد بود ، اول حس خوبي داشتم چون داشتم به خانوادم كمك ميكردم آينده اي بهتر داشته باشند ولي بعد دلم تنگ شد و ترسيدم آينده رو خراب كنم و به ستاره ي روياهام نرسم ): ،ولي خوب شد ماشين صبح روشن نشد بابام بيدارم كردا ((: D: × × × نتيجه اخلاقي اينكه : خدايا متشكرم كه جهت زندگيم رو به سمت خوشبختي هدايت كردي و 2عالمه متشكرم. مث قديما : خيلي حالم خرابه ، خراب تو ! تو كه با تو بودن يعني دوري از دور بودن يه چند وقته بهوونته ميگيرم حالم خرابه وووو دارم ميمرم با تو بودن يعني همه ي ثانيه هام بوي تو بدّن با تو بودن يعني چشماي ناز و دلفريبت يه لحظه از چشام جدا نشن با تو بودن يعني ناز نازي هاي عاشقونه با تو بودن يعني من و ستاره با تو بودن يعني خسرو و تو من و تو يعني ماه و ستاره آره يعني ما.. اولين روز هفته به شب رسيد و چهارشنبه اين هفته جشن عقد كنون خسرو و ستاره هستش.. ![]() 23 مرداد 1387 » ساعت 6 تا 10 شب « تالار لاله ( تهران - پيروزي- خيابان پرستار - ميدان 13 آبان ) اگه شب 23 مرداد صداي بوق بوق بازي ماشينا رو توي ميدون هفت حوض نارمك شنديدن شك نكنيد اين صداي شادي ماه و ستاره هستش ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ خواب ديدم ،گريه كردم تو رو آرزو كردم ،خدا دادِش تو رو به من آرزو زياد دارم ولي 3تاشو تو دلم ميگم خدايا از تو ميخوام چون فقط تو ميتوني ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~
بـــنام يگانهء عالم
![]() خواب ديدم يك همسري دارم كه از جونم بيشتر دوستش دارم، انگار اون از منو ،من از اون بودم.. سال ها از اون خواب گذشته و اتفاقات خوب و بدي رخ داده و امروز خداوند مهروبون طوري مسائل رو بهم مرتبط كرد كه من به ستاره ام برسم و چيزي بيشتر از اون بهم داده ، ســتاره + يك خانواده ي دوست داشتني كه مث پدر و مادر و برادر خودم دوستشون ميدارم.. همه اينها رو مديون خدايي هستم كه هر غير ممكني رو ممكن ميكنه و براحتي ميتونه همون طور كه درست كرده همه چيز رو خراب كنه.. دوستت دارم خداجون. ♫×♪ ♪× ♫ × ♪ ×♫× ♫ × يك شعري گفتم براي ستاره ي نازنينم كه با صداي خودم ميتونيد از لينك زير دانلود كنيد. ♫×♪ ♪× ♫ × ♪ × ♫ × ♫ × » ♪دانلود اين شعر رو تقديم ميكنم به خودم و خودش و خدامون ![]() اووووف خيلي وقت هست اينجا رو آپ نكردم، عوضش جاي ديگه با ستاره وبلاگ 2نفره داريم اونجا رو آپ كرديم.. اتفاقاتي كه تو اين مدت افتاد; - خواستگاري - دعوت از من براي آشنايي بيشتر - آزمايش عدم اعتياد و خون - دركه - خريد "بازار" - بله بورون - نمايشگاه كتاب - بازار و كوچيك كردن حلقه - تفلده ستاره خانومي - فرداي تفلد و يك روز كامل با ستاره خانومي ... محل طلاقي فك بالا و پايينم درد ميكنه ! از بس نيش ام باز بوده و خنديدم ، اين رو با 2سال قبل مقايسه كنيم كه اون قدر ناراحت بودم كه دوست خواهرم خواب من رو ديده بود كه دنبال تفسير سوره ي حمد ميگردم !! اون زمان خيلي نارحت بودم، سال پيش تفلده ستاره اولين بار بود ديدمش از همون اول مهرش بدلم نشست ،مث من بود ،اصلا" باورم نميشد اگه پارسال بهم ميگفتن سال ديگه خودت خانوميه عزيزت رو كه محرم هم هستيد ميبري فشم براي گذروندن يك روز دوست داشتني و تفلد ميگيري براش !!! :دي ولي امروز احساس ميكنم خوشبخت هستيم چون هم ديگرو داريم ،من و ستاره بيشتر از بقييه بهم ابراز علاقه ميكنيم و همديگرو خيلي خيلي دوست داريم، اگه بخدا ايمان داشته باشيد مطمئن باشيد به خواسته هايي كه از اون طلب ميكنيد ميرسيد و من رسيدم حتي خيلي خيلي بيشتر از اون چيزي كه براي خودم بهترين مي دونستم ، امروز بهترين بهترين من كنارم هستش و هر وقت بخوام ميتونم ببينمش و باهاش صحبت كنم ، خدا رو شكر ميكنم و انسان زياده خواهي نميشم كه هي بيشتر از خدا بخوام، فقط آرزو ميكنم زير سايه پدر و مادر هامون با عشق و محبت و آرامش يك زندگي خوبي داشته باشيم و خدا رو هيچ وقت فراموش نكنيم، كه همه ي اينها به اين دعاي سعادتمندي در اين دنيا و آخرت ختم ميشه كه بهترين دعايي هست كه ميشه كرد. ------------------- بريم سراغ آهنگ دوست داشتني كه اين روزا گوش ميدم: تمام دنيا يك طرف تو يك طرف عزيزم ،عـزيـــزم تمام خوبا يك طرف تو يك طرف عزيزم ،عـزيـــزم آهسته و پيوسته مهرت به دل نشسته حالا جونم به جونت بسته ،عزيزم طلسم نا اميدي تو قلب من شكسته حالا جونم به جونت بسته ،عزيزم نشستي تويه قلـــبم ،خوب چشمت رو وا كردي ديدي واسه ي هميشه خوب جايي پيدا كردي يروز دو روز نميشه ديگه واسه ي هميشه بشين بشين تو قلبم بشين گه خوب نشستي حالا عزيز دل تو هستي ____________________________
بهترين لحظه ي اين روزا كدوم لحظه بود !؟ اونجاش كه ستاره خانومي صبح براي نماز من رو بيدار كرد، همچين بدلم نشست كه خدا ميدونه هيچ وقت از شنيدن اسم خودم و با چنين لحني لذت نبرده بودم.. شايد به جرات بتونم بگم يه ريزه احساسش شبيه اون خوابي كه ديده بودم بود. ____________________________ بدترين لحظه ي اين روزا كدوم لحظه بود !؟ .."كبودي" .. ____________________________ جالب ترين نكته اين روزا چي بود !؟ "تقارن تفلد من با آقا شاهرخ" ___________________________ درباره آينده چي فكر ميكنم!؟ خدا قصد داره من و ستاره رو سوپرايز كنه و تو يه شركت ،سازماني،.. استخدام رسمي بشيم ! ويا قرار هست من روز هاي سخت بي پولي رو دوباره تجربه كنم ! _____________________________ آيا ترسي دارم اين روزا !؟ آره ،نميدونم چرا فكر ميكنم يهو همه چي بهم بخوره تنها بشم و اين همه خوشبختي همه بخار بشه و محو بشه من كه با خدا هستم و اميد به نكته هاي مثبت و ستاره هم كه همه جوره با منه منو دوست داره اين فكر نميدونم چرا با اين حال باز هم اذيتم ميكنه.. (پ.ن»)با گذشت زمان درست ميشه....... د ل و ا پ س ي _________________________________ در آخر آيا ميخوايد از كسي تشكر كنيد !؟ :دي بله ،از ستاره ي نازنينم كه تب تند عشقش داره تنم رو آتيش ميزنه، حرفاي قشنگ نازش داره دلم چنگ ميزنه ، چشاي پر مهرش رنگ غم رو برهم ميزنه، "شيشه ي عمرم اگه نبودي خسرو خيلي وقت پيشا مرده بود"
ساعت 3:48 صبح روز دوم فروردین.
قراره زندگیم رو یه رنگ روشن بزنم..... استرس و دلهره دارم ،خواب هم که صبح رفته هنوز برنگشته ساعت 11 تا 1 سرگرم کردم خودم رو با مرتب کردن اتاقم و حساب کتابای شرکت ، 1 تا همین الان هم موزیک دانلود میکنم.. - - - - - - - - - - - - - - بخش خاطرات : خب ،بلاخره مغازه خونه رو خالی کردم وسایل هاشو چیدم تو موتور خونه و خلاصه خالی شد فقط مونده یه دست بلکا کنم و در رو در بیارم و شیشه میرال بندازم به اینم فکر میکنم که کفش رو هم سرامیک کنم ولی برا اینکه کارا تندی پیش بره فعلا بیخیالش شدم.. من و خانومی باهم کنکور کاردانی به کارشناسی شرکت کردیم (البته دفترچه آزمون تو کرج نبود پدر ستاره خانومی زحمتش رو برام کشید :x) و همچنین من تو آزمون فراگیر دانشگاه پیام نور شرکت کردم ،دنبالشم کتاباشو بگیرم بشینم بخونم.. 2بار با دوستان مهمونی گرفتیم که بار دوم بعد از رستوران رفتیم ،همین جاده سلامت کنار زمین تندیس کرج که 7و8 ده تا وسیله ورزشی داره و بزرگترین اشتباه زندگیم ر و کردم و با اینکه دکتر گفته بود رعایت کن بعد از 8 ماه مراقبت یه شبه همه چی رو خراب کردم و شبش کمر درد داشتم ،با اسرار ستاره رفتم دکتر وقت گرفتم چون نزدیک عید بود افتاد بعد از عید ولی باز مراقبم ولی هیچی سلامتی نمیشه !! اینو وقتی سنگ کلیه هم گرفته بودم میگفتم !!((: آدم نمیشم من :دی به به بهترین جای این بخش خاطره اینجاست :دی ، ستاره خانومی به مادر و پدرش گفت که روز دوم فروردین قراره مادر من تماس بگیره و عید رو تبریک بگه و قراره روز 14 فروردین رو برا خواستگاری بزاره.. قبل از عید بلاخره به شریکم گفتم که میخوام مستقل کار کنم و خوشبختانه اونم درک کرد و دوستیمون بهم نخورد، ADSL گرفتم ، یه هارد 320 گرفتم و یه رم 1GB برای گوشی موبایل و فلش 2GB و.. ،چهارشنبه سوری امسال هم با احسان رفتیم بیرون خبری نبود روح الله عضو سوم ما هم که رفته بود مسافرت بیرجند ،دیار پدری والبته مادری ;)) یه روز قبل عید هم با ستاره خانومی مفصل حرف زدیم و خندیدم و به طور جالبی هم خداحافظی کردیم ! :دی امروز هم که عید بود یه اس ام اس خوکشل به خانومی و خانوادشون دادم و یه اس ام اس خوکشل تر گرفتم یه اس ام اس هم که ستاره به پدر من زده بود(بابا و مامان چه خوشحال شده بودن عروسشون بهشون عید رو تبریک گفته ! هه هه ) .. دیگه یادم نمیاد ،بازم اگه بود میام اضافه میکنم.. الان 4:26 دقیقه هست و من هنوز بیتابم.. خدایا شکرت برای نعمت هایی که دادی فعلا/. پ.ن 1: دوم که به خوفی گذشت، امروز 5ام هست ! فردا جشن شیرینی خورون آبجی خودمه همه فامیلا هم میان ،جای خانومیه خودمم خیلی خالیه.. ![]() دنيا اگه خوب اگه بد، باتو برام ديدنيه باغ گـلاي اطلسي،بــاتو برام چيدنيه پارسال اين موقع ها بود در تب و تاب بودم نظرتو راجع خودم بدونم،گرچه حدس زده بودم ولي همه ي شرايط و بالا وپايين زندگيم رو كه دقيقا نميدونستي خب منم استرس داشتم، تصميم گرفتم اون حرف هام رو بزنم و زدم ! ولي وقتي كه 14 روز از سال جديد گذشته بود. حالا كه بر ميگردم نگاه ميكنم ميبينم يك سال قبل اين قضيه ما تمام روزاش ناراحت بودم ولي بعد از نظره مثبتت تو چهاردهم تا به امروز يه روز بيادم نمياد ناراحت شده باشم،هر روز خنده و شادي و حس غرور از رسيدن به نيمه ي گمشده اي كه هيچ كس نميتونست جاي اون رو پر كنه.. به قدري اين وصال شيرين دوست داشتني هست و داراي غرور و شكوه كه تمام مشكلات پيش روي من با تمام بزرگي و قدرتشون در يك يادآوري كوچيك يه ريزه بياد آوردن اينكه تو در كنارم هستي بي معني ميشن و ميخندم بهشون.. (از اين به بعد يه بخش كوچيكي داريم در هر پست براي درج"خاطرات"چرا !؟چون خانوميه عزيزم دوست داره D:) [ خاطرات ] 2 و شايد 3 هفته قبل از ولنتاين از اونجا كه خودمون ميدونيم يه وام 4 ميليوني درخواست دادم كه گفتن يه ميليون بريزم بعد اون وام رو بدن !! منم ريختم كه انشاء ا... سرمايه اي ناچيز در راه تعالي سرنوشت ما باشد با قسط ماهيانه 100 هزار تومان. دقيقا يا تحقيقا D: دو ،سه روز بعد از ولنتاين ،با ستاره خانومي يه گشتي زديم در شهر با ماشين شاسي كوتامون ! و راجع مسائل بسيار بسيار شيرين خواستگاري صحبت هايي كرديم و بسي لذت برديم،در ضمن گلي به رسم ياد بود كه ذكر كنم رز بود به اينجانب تقديم شد كه بنده بعد از تموم شدن عمرشون در صفحات كتاب دوست داشتني" 2002 عقيده عاشقانه "مدفون كردم. ![]() در اين تاريخ ... <-- رفتم دنبال اجاره مغازه كه خيلي گرون بودن قيمت رو بيان كنم در جريان باشيد. 3 مليون تومان پول رايج مملكت پيش و ماهي 300 هزار تومان از بابته اجاره بها.. حالا ما كه يه مغازه 16متري داريم چرا برم 2تا كوچه بالاتر اين قيمت رو بدم همينجا ميزنم تا 1000 تومان درآمدي كه درميارم دست خودم باشه استرس اجاره بها نداشته باشم. امروز سه شنبه 7 / 12 / 86 بلاخره درخواست استخدام رو به رئيس دانشگاه دادم و شنبه قرار هست جوابش رو بگيرم،در ضمن ستاره خانومي هم يه جا نذري دعوت هستن براي كمك كه قول مساعدت دادن براي جوفتمون از خداوند متعال طلب مغفرت و عاقبت بخيري بكنند. ![]() اين دفعه بدليل كثرت خاطرات وقتي براي شعر و شعرخواني نداريم ،كه از بينندگان جان عرززذذض خواهي ميكنم. انتهاي پيام/.
من اگه پول زيادي داشتم چيكار ميكردم !؟
![]() تو بهترين جايه شهري كه زندگي ميكنم(كرج)،يه مغازه ميگيرم كه طبقه بالاش هم ساختمون اداري باشه كه بكنم دفتر شركتمون،بعد 2نفري ادارش ميكنيم.. اصلا شايد يه آپارتمان هم همونجا گرفتيم بعضي شب ها كه خيلي كار داريم (مث الان كه دارم و بيدار ميمونم) بمونيم همونجا.. چون دغدغه زيادي ندارم ،بكمك شريكم براي هر روزم برنامه ميريختيم،استاد خصوصي ميگرفتم،بهم" زبان php و آموزش MAYA بده.. (احتمالا مايا رو امير مياد ياد ميده!) تعطيلات عيد رو خونه نميمونديم ! ،ميزديم با ماشين شاسي بلندمون ميرفتم ميگشتيم با تجهيزات كه الان هم دارم چه ميدونم چادر و پاستور و .. // در مقابلش ماه محرم هم هر سال همه فاميل رو جمع ميكرديم نذري ميداديم بيشترش رو هم ميبرديم به آسايشگاه سالمندان" چون گناهي ها دلشون خيلي تنگ ميشه،تنهان اونجا" ![]() هميشه كار ميكنيم،چون كارمون رو دوست داريم،خب من كه خيلي وقت هست تو اين كار كامپولوترم ! خانوم هم كه رشته ي تحصيليشون همين بوده، نمايندگي جاهاي بزرگي همچون" ModernBill ,Rapidshare,IranCell,saman bank,.. غيره رو ميگرفتيم،خيلي بيشترن از اينها كه نام بردم. اصلا دوست ندارم براي بدست آوردن پول زياد برم طرف شغلي كه دوستتش ندارم!! مثلا بشم بساز و بنداز! ![]() اينها رو هم راه ميندازيم،مجله كامپيوتر،آگهي نامه،تلفن ويژه مشاوره مسائل مربوط به اينترنت،مركز داده شهر ،تلوزيون اينترنتي،راديو اينترنتي،البته تا اون روز سرعت بقدري افزايش پيدا ميكنه كه اين بستر ايجاد ميشه كلي فكرهاي ديگه كرد.. هدف موازي اين هست كه نقاط قوي كاربران اينترنتي ايران رو بدونيم! مثلا يكيش اينه كه همه دوست داره جمع شدن تو گروه يا اجتماع ايترنتي هستند،و بعد كاري كنيم كه تو جهان كشوري بالاتر از ما نباشه!! (الان كه دارم اين متن رو يادداشت ميكنم با اطمينان قلبي ميگم اگه "php كامل بلد بودم كاري ميكردم كه توي خيلي چيزها پيشرو باشيم.. ( مثلا ساخت يه سيستم پشتيباني صوتي و تكست و ويدوئي!) از اونجا كه زبان تركي استانبوليم خوفه دوست دارم يه سر برم تركيه باهاشون صحبت كنم،روز هاي جذابي خواهد بود !! حتما اون روزا چون دغدغه ي پول نيست،بيشتر به خودم ميرسم و هميشه با وسايل داخل منزل ميام رو فرم و ميمونم همچنين شبا استخر تا شايد ماهيچه هاي پشت ..... قوي بشن ! هه هه .. هميشه لبخند ميزدم،هيچ وقت مث اين پولدار الكي خودم رو نميگرفتم،خونمون رو خيلي حرفه اي با وسايل پيشرفته ميچيديم.. مثلا" سينما خانگي -- باند ميچيديم -- آهنگ هايي كه تهيه ميكردم تركي وانگليش لايت -- سنتي و رپ و پاپ هست. اصلا و ابدا براي خونه خودم Reciver نميخرم !! چرا !؟ به خودم مربوطه D: خوشحالم همسري انتخاب كردم كه الان اگه اون رو در اين رويا شريك كنم با امروزش اصلا فرقي نميكنه اين همون جواب سوال يكي از اصحاب پيامبر فكر كنم بوده كه پرسيده بود" چطور ميشه ما در اين دنيا بهشت رو تجربه كنيم.. كه پيامبر ميگه (فكر كونم ايشان بودن!) " با يك همسر خوب اين دنيا براي شما بهشت ميشه،همچنين با يك همسر بد جهنم خواهد بود.. ![]() بچه هامون رو اذيت نميكنم آزاد هستن تمام وقت روز بازي كنند و هركاري دوست دارن بكنند،ولي يه محدوديت هايي خواهند داشت.. به اندازه از كامپيوتر استفاده ميكنند،حتما يك ورزش ميرن.. درس رو هم كه هميشه مراقبشون خواهيم بود.(معلوم نيست اينها كه ميگم وقتي هست كه پولدار شديم يا براي آينده دارم فكر ميكنم !) دوست دارم،از وقتي كه زندگيمون شروع ميشه تا .. ،هر روز عكس بگيريم و همه ي عكس ها رو نگه داريم اولا براي خودمون در درجه بعدي براي نسل بعد از خودمون "مهم، شب ها فقط ميخوابم اصلا كار نميكنم.. آره پولدار شدم حتما" هه هه .. ![]() - - - - - - - - - - ديگه حوصله ندارم ،شايد بعدا اضافه كردم به اين پست. *عزيزم ميبخشي طولاني شد،چشمات خسته شد. *: دوستت دارم2تا.. راستي هدر بالاي سايت و آهنگ هم تغيير دادم! ![]()
« از بازديكنندگان گرامي خواهش ميكنم،زياد ناراحت نشن »
رنگ چشماي قشنگت حد و حساب نداره.. قلم واسه نقاشيش،هيچ نقاشي نداره..نداره..... . ( با همون يك خط بالا مشخص شد نويسنده اين وبلاگ دلش واسه معشوقش تنگ رفته ) بازم مث قديما متن شعر آهنگ هايي كه وصف حالم هستند،ميشنويم: دلم ميخواد باهات باشم، رفيق پا به پات باشم، سايه به سايه ،دم به دم بمـيرم و فدات بشم.. تصدق رنگ چشات، شب با ستاره هاش فدات، نخواب بزار نگات كنم هر چي دارم فدات كنم، ستاره بارونت كنم ،جونم و قربونت كنم .. ترمه و اطلس بياريد تا بپوشونم تنت، سينه ريزي از جواهر بندازم به گردنت، نكنه دست قريبون برسه به دامنت، نكنه خونم بيفته عاقبت به گردنت.. من از سبزه سبزم،ولي خسته خسته ...... . نور چراغ خونه ي اين دل ديوونه تويي، ماه تويي مهر تويي عزيز دوردونه تويي، اومدي شباي عمرم رو چراغوني كني، خوش قدم تو هر قدم غمام رو قربوني كني، ستاره ي خونه م شدي،تو وصله ي جونم شدي، واسه ي شباي زندگي «ستاره» درمونم شدي.. شبا تا صبح سحر منو آروم نميزاره،نميزاره.. كي ميدونه بجز خدا فردا چي ميشه، دل عاشق بيقراره،دل عاشق بيقراره.. حالا آشفته دلي در انتظاره،حالا دل چاره نداره.. دلم هواتو كرده نازنينم،نميخوام بيتو دنيا رو ببينيم .. چشمام چشمات رو ميخواد،براي ديدنت گم شد صبوري.. نفس گيره نبودت،چقدر خاليه جاي عطرت اينجا، دلم هواتو كرده چه تنهايي من تاريك و سرده يه عمره بي قراره ميخواد دور و بره چشمات بگرده.. هنوزم منتظره اونم،كه اشكامو روي گونه ام با اون دستاي پر مهرش كنه پاك و بگه جونم نكن گريه منم اينجام ،بزار دستاتو تو دستام،تو احساس منو ميخواي منم اي واي تورو ميخوام.. دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه، دوباره اين دل ديوونه دلتنگه، وقت از تو خوندنه ستاره ي ترانه هام، اسم تو براي من قشنگ ترين آهنگه .. اي ستاره آي ستاره بيتو شب نوري نداره.. 1001 شب من.... صداي پاي شب داره، تو كوچه پرسه ميزنه، آفتاب بايد طلوع كنه خورشيد بايد نور بزنه.. نفسم در نميآد ، به چشمم خواب نميآد، دل من گريه ميخوآد .. آه ه ه ه ه.. . دل من تورو ميخواد،دل من گريه ميخواد.. فصل پائيزيه من كه ميرسه، فصل بارون تو چشمم در ميزنه، نفسم به عشق تو پر ميزنه.. فاصله ها رو نميشه با گريه پر كرد ! هر چي بگم،بگي،بگند،آرم نميشم... دلم تنگ نيست،خستس ،ديوونست. فعلا" تا همينجا. نه عكسي،نه حرفي،هيچي.. دوستت دارم.. 2تا.. در هر چيزي مقداري تو هستي.. Sorma sorma | Nasýl geçti | Sensiz yýllar | Yýllaaar .. |
|



.jpg)

.jpg)








